حسين بن احمد البراقي النجفي ( مترجم : سعيد راد رحيمى )

235

تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى )

ناميدند . ابوبكر محمد بن قاسم گويد : به سبب دايره‌وار بودن كوفه به اين نام ناميده شد و اين برگرفته از كلام عرب است كه مىگويند : رايت كوفانا و كوفانا به فتح و ضم كاف ، يعنى شن دايره‌وار . گويند : كوفه به علت گرد آمدن مردم در آن كوفه ناميده شد . و اين برگرفته از قول عرب است كه مىگويند : قد تكوف الرمل يعنى شنها در يك جا جمع شدند ، طول جغرافيايى كوفه ، شصت و نه و نيم درجه و عرض آن سى و يك و نيم درجه است . كوفه در اقليم سوم قرار دارد . يتكوف تكوفا يعنى اجزاى آن با يكديگر تركيب شدند . گويند : كوفه از كوفان گرفته شده است ، وقتى مىگويند ايشان در كوفان هستند يعنى در بلا و بدى به سر مىبرند ، برخى گفته‌اند : كوفه بدين نام خوانده شد چون بخشى از آن سرزمين است ، چنان كه عربها مىگويند : به آن شخص كيفه دادم يعنى يك بخش از آن را دادم . هرگاه بخواهى چيزى را قسمت كنى ، مىگويند : كفت اكيف كيفا . بنابراين ، كوفه به معناى قطعه است و در اصل ، كيفه بوده كه به علت ساكن بودن ياء و مضموم بودن ماقبلش به واو تبديل شده است . قطرب مىگويد : گفته مىشود : القوم فى كوفان ، يعنى آن گروه دربارهء امرى گرد هم آمده‌اند . ابو القاسم مىگويد : گروهى معتقدند كه كوفه را به سبب موقعيتى كه در زمين دارد ، كوفه ناميده‌اند ، زيرا هر شنى كه با ريگ آميخته شود به آن كوفه مىگويند . ديگران گفته‌اند : چون كوه ساتيد همانند ابرى آن را در برگرفته ، آن را كوفه مىخوانند . ابن كلبى گويد : كوفه به كوه كوچكى كه در وسط آن قرار داشت و به آن كوفان مىگفتند ، ناميده شد و افراد باتجربه ، محل آن را طرح‌ريزى كردند و اين كوه ، بالاتر از سطح زمين كوفان بود ، لذا به اين ناميده شد ، و اين وجه تسميه كافى است عبدة بن طبيب آن را كوفة الجند ناميد و چنين سرود : آن زن مهاجرى كه در كوفة الجند خانه ساخت مهر و محبتش تحت تأثير پيشامدهاى